سيد جعفر سجادى
1651
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
م ما - ( اصطلاح ادبى و فلسفى ) كلمهء ما در زبان و قواعد عرب بر چند وجه است « ما » نافيه ، كافه ، مصدريه ، موصوله تامه ، ناقصه ، زائده و حجازيه و بطور كلى بر دو وجه است اسميه و حرفيه و هر يك بر سه قسمند سه قسم « ما » اسميه عبارتند از : ما معرفه و آن دو است ناقصه كه موصوله است مانند « ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ » و ديگر تامه و آن خود بر دو نوع است عامه « يعنى ما » كه مقدر بشيء است يعنى بمعنى شىء است كه موصوف واقع نمىشود مانند « إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ » اى فنعم الشّيء هى . ديگر ما خاصه كه موصوف ما قبل خود واقع شود مانند « دققته دقّا نعما » 2 ما نكره كه مجرد از معنى حرف باشد و آن دو نوعست يكى ناقصه كه موصوفه است و بمعنى شىء است مانند « مررت بما معجب لك » اى بشيء معجب لك و « إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ » اى نعم هو شيئا يعظكم به كه ما نكرهء تامه است و جمله صفت و فاعل مستتر است و ديگر « ما » تامه كه در باب تعجب است مانند « ما أحسن زيدا » و نعم و بئس مانند « غسلت غسلا نعما » و باب مبالغه كه در اخبار واقع مىشود . 3 - ما نكره كه متضمن معنى حرف است و آن دو است يكى استفهاميه كه بمعنى « اى شىء » است مانند « ما هِيَ » و « ما لَوْنُها » و « ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ » و ديگر شرطيه كه دو نوعست يكى زمانيه مانند « فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ » و غير زمانيه مانند « وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ » و اما حرفيه نيز بر سه وجه است 1 - نافية كه بر جملهء اسميه عمل ليس